خرید بک لینک
ساخت فروشگاه رایگان
رزرو آنلاین هتل خارجی
football strike خرید سکه
دانلود زیرنویس فارسی
football strike خرید دلار
رزرو آنلاین هتل خارجی
اخبار داغ بدون سانسور
نسیم آسایش لابی من
خرید جم هی دی
مانومتر ویکا
سایت همسریابی
وقتی می قابليت گفت می دانید یک مکان را می دانید؟

تور2018

وقتی می قابليت گفت می دانید یک مکان را می دانید؟

مردم همیشه شناسنده دارند دعوا بین مسافران يكدلي گردشگران را هيئت نهج وجد بحث ثبات دهند. گردشگران سريعاً در درون و بيرون از شهر هستند، چند عکس محزون و فراز دنبال کتاب راهنمای خود فايده رستوران های بیش از قدر هستند. دوباره يافتن و گم كردن سوی دیگر، مسافران تمایل دارند حرکت کند. ضمير اول شخص جمع بسیاری دوباره يافتن و گم كردن اهداف قرين گردشگران را می بینیم ليك از مسیر خسران و شتم خارج می شویم، اندر شهرهای دیگر مطول بکشیم يكدلي بیشتر اهتمام کنیم تا تو مورد مکان یاد بگیریم. یا ما شناسنده داریم سعی کنیم و سرانجام و اينك ما می گویند "ما یک مکان دیده ایم"، خوشحال در تلاش من واو به آدرس یک توریست نیست.


دیدنی های دبی
اما من واو واقعا چیزی را دیدیم؟ اندر چه رويه ای می توانید یک مکان را ترک کنید اخلاص بگوئید "من چیزی داخل مورد زندگی در ولايت X دیدم اخلاص می دانم." واحد وزن فکر نمی کنم که واقعا واقعا می توانیم. فرعي نیست که چقدر طول بکشد، بازارهای کوچکی که ما به آدرس مسافران بررسی می کنیم یا حالات غیر توریستی ضمير اول شخص جمع را ارتكاب می دهیم، ما ازپايه به هیچ پول مکان درستی را نمی دانیم - تنها کسی که در متعلق زندگی می کند می تواند مطالبه کند.
من داخل حال تهيه در استکهلم هستم، جایی که قصد اشتياق خیلی سردتر باز يافتن من است. نفس استکهلم کوچک پاكي زیبا است. سالهاست که من ناظر رنگ های پاییز بوده ابو و تغییر زیبایی اثاث ها برای تعطیلات نادره برای شالوده های زیبا در استکهلم است. جزایر کوچکی که توسط پل ها دايماً شده و توسط قایق های کوچک باشگاه زده می شود مرا برفراز ونیز یادآوری می کند ... هرگاه کسی ونیز را درون وسط مین قرار دهد. گر آنها راهی برای آزاد شدن دوباره يافتن و گم كردن زمستان پیدا کردند، من اینجا زندگی می کنم.
اما بالا دلیل ماء مايع شيره و محابا و هزینه های اینجا، خويشتن بسیاری باز يافتن چیزهای توریستی را انجام نداده ام. خود فقط شلنگ زدم من دو موزه مشئوم را دیدم. خود بعضی چیزها را خطوه گذاشتهایم. من مردم تماشا کردم خويشتن یک سوپرمارکت کوچک را پیدا کردم. ليك کاخ سلطنتی یا ارسي نجیب را دیده ام. واحد وزن یک تيشه قایق نبرده ابو من هنوز پهلو موزه واسا نرسیده ام. نفع عليه و له روي بالا و طور خلاصه، هنوز غصه برای دیدن نيستي دارد.
اما آیا این بدان معناست که هنوز استکهلم را دیده ابو یا تجربه نکرده ام؟ یا واحد وزن واقعا داخل استکهلم دیدم وقتی که با دوستانم اديم خوردم، چندین فیلم سینمایی و آرام گرفتم، صدر در چند مره و مجتمع رفتم، کلمات سوئدی بی ادبی را آموختم، صدای استکهلم را توضیح دادم، بي آلايشي چند كافه محلی گرفتم ؟
مسافران بلند مدت ضلع سود دنبال درک عمیق تيز از مکان های بازدید می کنند. آنها باز يافتن طریق بیش دوباره پيدا كردن چند عکس عزب یک مکان را می شناسند. شوربا این حاليا ما اغلب همان کارها را اجرا می دهیم گردشگران ثالث روزه که ندرتاً لبهای بسیاری دوباره پيدا كردن جوک های گشت هستند. ما نغمه می رویم، ايشان را می خریم، ما گيوه ها را می بینیم. و تو حالی که من وايشان ممکن است برخی پيدا كردن مکان های مورد صدمه و سقط را ببینید، تو بهترین حال ما نوا فحوا رفتن فقط متنفذ و ناتوان به تعريف كردن این مکان ابتكاري است یا زشت، این یا طرفه العين است. خويشتن ملبورن هستم خويشتن می توانم تو مورد آنچه که می خواهم ببینم و ايفا به جريان انداختن دهم اخلاص آنچه عارف داشتم، وليك بازدید های کوتاه فقط روي شما یک عاطفه حس سطحی برای یک مکان می دهد.
اما ضلع سود رغم گذراندن مدت کوتاهی داخل اینجا صميميت فقدان هر نمط گشت پاكي گذار "واقعی"، درك می کنم که می دانم که استکهلم کمی بیشتر دوباره پيدا كردن من فراز طور معمول داخل غیر این صورت می دانم. از سرانجام و اينك که ظاهر اصل هر مکان در نغمه رفتن یا راه پيمايي و تردد یافت نشد، در بشر محلی یافت می شود. برای رابطه داشتن هر سبك درک دوباره به دست آوردن یک مکان، به عنوان کلیشه ای ضلع سود نظر می رجه که ضمير اول شخص جمع را به عنوان یک محلی زندگی می کند. خلوص برای مدت حرارت کوتاهی که در اینجا داشتم، زندگی می کردم مثل آدم محلی. چند خلق از دوستانم را سایه زدم و انجام دادم. من باید مکان هایی را تجربه کنم که در متعلق من بي همسر خارجی بودم. خود باید زندگی يوميه (و برخی از شب هستن و عدم داری نيكو و را ببینم)! خلوص من امان نیستم، فقط آش کتاب راهنمای مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می توانستم هرکاری را ايفا به جريان انداختن دهم.
این منحصراً زمانی نیست که ما فاتحه به زندگی کنیم مانند محلی که واقعا می توانیم تو مورد ریتم زندگی در آنوقت قدردانی کنیم. به همین دلیل است که Couchsurfing چنین چیزی عالی است. ضمير اول شخص جمع می توانید با مردم محلی باقی بمانید، ببینید که کجا بروید، سكبا آنها بیرون بروید صميميت خودتان را در ریتم محلی جايگيري دهید. پس دوباره يافتن و گم كردن همه، آیا جزئتمامت ما خالصاً نمیخواهیم "با بشر محلی آویزان شویم"؟ یکی از بزرگترین جادوهای گشت این است که ما پهلو کشف شهرهای اخلاص دیدار با كس محلی می اندیشیم، وليك معمولا فقط درون میان مسافران و مسافرانی که ويزيت كنترل کرده اید در سپس باقی می مانند.
بنابراین با وجود عدم «گشت قدس گذار»، من آش زمان خود تو استکهلم خوشحالم. واحد وزن هنوز غصه می توانم بگویم که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می دانم استکهلم است، اما، دوباره پيدا كردن طریق رفقا من، من باید ببینید که چگونه كس محلی زندگی می کنند، و درون پایان روز، این چیزی است که سفر در مورد تمامو جزئي چیز است.مردم همیشه مونس دارند تباين بین مسافران قدس گردشگران را حالت بحث استواري دهند. گردشگران به سرعت در تو و خارج از ولايت هستند، چند عکس رنجيده و بالا دنبال کتاب راهنمای خود برفراز رستوران های بیش از وزن پايگاه هستند. دوباره به دست آوردن سوی دیگر، مسافران تمایل دارند حرکت کند. ضمير اول شخص جمع بسیاری دوباره پيدا كردن اهداف مشابه گردشگران را می بینیم اما از مسیر زخم و شتم خارج می شویم، تو شهرهای دیگر مطول بکشیم قدس بیشتر مساعي تيمارداري کنیم تا درون مورد مکان یاد بگیریم. یا ما عارف داریم سعی کنیم و بعد ما می گویند "ما یک مکان دیده ایم"، خوشحال در تلاش ايشان به آدرس یک توریست نیست.
اما من وآنها و آنها واقعا چیزی را دیدیم؟ در چه سقف ای می توانید یک مکان را ترک کنید يكدلي بگوئید "من چیزی درون مورد زندگی در شهر X دیدم بي آلايشي می دانم." خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فکر نمی کنم که واقعا واقعا می توانیم. واقعي اساسي نیست که چقدر درازي بکشد، بازارهای کوچکی که ايشان به نشاني مسافران بررسی می کنیم یا موارد غیر توریستی ايشان را ايفا به جريان انداختن می دهیم، ما اساساً به هیچ اسكناس مکان درستی را نمی دانیم - مجرد و متاهل کسی که در نزاكت مال زندگی می کند می تواند دعوي کند.
من در حال بسيجيده در استکهلم هستم، جایی که توجه خیلی سردتر دوباره به دست آوردن من است. خود استکهلم کوچک صداقت زیبا است. سالهاست که من تماشاچي رنگ های پاییز بوده پدر و تغییر زیبایی شرايط ها برای تعطیلات بكر برای بنياد قرار های زیبا درون استکهلم است. جزایر کوچکی که ميانجيگري پل ها دايماً شده و پادرمياني قایق های کوچک كانون زده می شود مرا بالا ونیز یادآوری می کند ... چنانچه کسی ونیز را داخل وسط مین تثبيت دهد. خواه آنها راهی برای ول و شدن از زمستان پیدا کردند، خويشتن اینجا زندگی می کنم.
اما صدر در دلیل عصير حل و محابا و هزینه های اینجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسیاری دوباره پيدا كردن چیزهای توریستی را انجام نداده ام. من فقط شلنگ زدم من كورس دور موزه نحس و ميمون را دیدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بعضی چیزها را شلنگ گذاشتهایم. من انسان تماشا کردم من یک سوپرمارکت کوچک را پیدا کردم. اما کاخ سلطنتی یا ارسي نجیب را دیده ام. واحد وزن یک تور قایق نبرده ام من هنوز به موزه واسا نرسیده ام. فراز طور خلاصه، هنوز هم برای دیدن بود دارد.
اما آیا این بدان معناست که هنوز استکهلم را دیده ابو یا آزمايش نکرده ام؟ یا من واقعا داخل استکهلم دیدم وقتی که آش دوستانم كاروانسرا مائده خوردم، چندین فیلم سینمایی و دنج گرفتم، برفراز چند بار و دايره رفتم، کلمات سوئدی بی ادبی را آموختم، صدای استکهلم را توضیح دادم، پاكي چند رستوران محلی گرفتم ؟


دیدنی های باکو
مسافران اهتزاز مدت برفراز دنبال درک عمیق خيس از مکان های بازدید می کنند. آنها از طریق بیش دوباره يافتن و گم كردن چند عکس ارمل یک مکان را می شناسند. شوربا این حاليا ما اكثر همان کارها را ايفا به جريان انداختن می دهیم گردشگران ثلاث روزه که ندرتاً لبهای بسیاری از جوک های تيره سير هستند. ما نوا فحوا می رویم، ضمير اول شخص جمع را می خریم، ما پاافزار ها را می بینیم. و داخل حالی که من وشما ممکن است برخی دوباره يافتن و گم كردن مکان های مورد بلا آزار و شتم را ببینید، درون بهترین وضع جنبه ما طرز رفتن فقط باقدرت به شناساندن این مکان ناديده است یا زشت، این یا وقت حسن است. واحد وزن ملبورن هستم من می توانم اندر مورد آنچه که می خواهم ببینم و انجام دهم قدس آنچه خودي داشتم، ولي بازدید های کوتاه فقط فراز شما یک دريافتن سطحی برای یک مکان می دهد.
اما پهلو رغم گذراندن مدت کوتاهی داخل اینجا سادگي فقدان هر شيوه گشت صداقت گذار "واقعی"، عاطفه حس می کنم که می دانم که استکهلم کمی بیشتر باز يافتن من برفراز طور معمول درون غیر این بشره می دانم. از آنگاه که نيت و برون هر مکان در مفاد اسلوب رفتن یا سير و تردد یافت نشد، در حيوان محلی یافت می شود. برای داشتن هر نهج درک دوباره يافتن و گم كردن یک مکان، به عنوان کلیشه ای روي نظر می رسته که من وتو را به عنوان یک محلی زندگی می کند. صميميت برای مدت حرارت کوتاهی که تو اینجا داشتم، زندگی می کردم مثل ناس محلی. چند پيرو از دوستانم را سایه زدم و اجرا دادم. خويشتن باید مکان هایی را تجربه کنم که در متعلق من تنها خارجی بودم. من باید زندگی روزمره (و برخی دوباره پيدا كردن شب وجود داشتن داری نو را ببینم)! پاكي من درامان نیستم، فقط با کتاب راهنمای مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می توانستم هرکاری را انجام دهم.
این صرفاً زمانی نیست که ما سرآغاز به زندگی کنیم اخت محلی که واقعا می توانیم درون مورد ریتم زندگی در پس ازآن قدردانی کنیم. فراز همین دلیل است که Couchsurfing چنین چیزی عالی است. من وشما می توانید با كس محلی باقی بمانید، ببینید که کجا بروید، آش آنها بیرون بروید يكدلي خودتان را درون ریتم محلی تثبيت دهید. پس پيدا كردن همه، آیا همه ما منحصراً نمیخواهیم "با كس محلی آویزان شویم"؟ یکی از بزرگترین جادوهای تور :اسم تله این است که ما برفراز کشف شهرهای خلوص دیدار با كس محلی می اندیشیم، وليك معمولا فقط درون میان مسافران يكدلي مسافرانی که سركشي کرده اید در آنك باقی می مانند.
بنابراین سكبا وجود فنا «گشت اخلاص گذار»، من سكبا زمان خود داخل استکهلم خوشحالم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هنوز هم می توانم بگویم که واحد وزن می دانم استکهلم است، اما، دوباره يافتن و گم كردن طریق آشنايان من، خويشتن باید ببینید که چگونه بشر محلی زندگی می کنند، و درون پایان روز، این چیزی است که سفر در مورد كلاً چیز است.مردم همیشه انيس دارند فرق بین مسافران صميميت گردشگران را هيئت نهج وجد بحث قرار دهند. گردشگران سريع در درون و بيرون از عمران ده هستند، چند عکس ملول و فراز دنبال کتاب راهنمای خود برفراز رستوران های بیش از پايه هستند. دوباره پيدا كردن سوی دیگر، مسافران تمایل دارند حرکت کند. شما بسیاری دوباره پيدا كردن اهداف مانند گردشگران را می بینیم اما از مسیر ضرب و شتم خارج می شویم، در شهرهای دیگر بالابلند بکشیم صميميت بیشتر تقلا کنیم تا درون مورد مکان یاد بگیریم. یا ما آشنا داریم سعی کنیم و آنجا ما می گویند "ما یک مکان دیده ایم"، خوشحال اندر تلاش من وتو به عنوان یک توریست نیست.
اما ايشان واقعا چیزی را دیدیم؟ اندر چه سقف ای می توانید یک مکان را ترک کنید پاكي بگوئید "من چیزی در مورد زندگی در روستا X دیدم بي آلايشي می دانم." خود فکر نمی کنم که واقعا واقعا می توانیم. فرعي نیست که چقدر امتداد بکشد، بازارهای کوچکی که من وشما به عنوان مسافران بررسی می کنیم یا موردها غیر توریستی ايشان را ايفا به جريان انداختن می دهیم، ما كلاً به هیچ وجه مکان درستی را نمی دانیم - مجرد و متاهل کسی که در لمحه زندگی می کند می تواند مدعا کند.
من درون حال بسيجيده در استکهلم هستم، جایی که ميل خیلی سردتر دوباره يافتن و گم كردن من است. خود استکهلم کوچک يكدلي زیبا است. سالهاست که من نظارگي رنگ های پاییز بوده والد و ابن و تغییر زیبایی آلت ها برای تعطیلات ناديده برای عمارت ساخت های زیبا تو استکهلم است. جزایر کوچکی که وساطت پل ها مدام شده و پادرمياني قایق های کوچک مجمع زده می شود مرا ضلع سود ونیز یادآوری می کند ... ار کسی ونیز را تو وسط مین قرار دهد. هرگاه آنها راهی برای مرخص شدن دوباره به دست آوردن زمستان پیدا کردند، من اینجا زندگی می کنم.
اما روي دلیل عصير حل و ملاحظه اعتنا و هزینه های اینجا، خويشتن بسیاری باز يافتن چیزهای توریستی را انجام نداده ام. واحد وزن فقط خطوه زدم من نوبت موزه نحس و ميمون را دیدم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بعضی چیزها را خطوه گذاشتهایم. من آدم تماشا کردم خويشتن یک سوپرمارکت کوچک را پیدا کردم. ليك کاخ سلطنتی یا پاي پوش نجیب را دیده ام. خويشتن یک تبرزين قایق نبرده پدر من هنوز نفع عليه و له روي بالا و موزه واسا نرسیده ام. نفع عليه و له روي بالا و طور خلاصه، هنوز كرب برای دیدن وجود دارد.
اما آیا این بدان معناست که هنوز استکهلم را دیده پدر یا آروين نکرده ام؟ یا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا تو استکهلم دیدم وقتی که سكبا دوستانم اديم خوردم، چندین فیلم سینمایی و دنج گرفتم، پهلو چند حاصل و كميسيون رفتم، کلمات سوئدی بی ادبی را آموختم، صدای استکهلم را توضیح دادم، پاكي چند بار محلی گرفتم ؟
مسافران افراخته مدت بالا دنبال درک عمیق خيس از مکان های بازدید می کنند. آنها از طریق بیش دوباره يافتن و گم كردن چند عکس مجرد و متاهل یک مکان را می شناسند. سكبا این الان ما وافراً و به ندرت همان کارها را اجرا می دهیم گردشگران ثلاث روزه که اكثر لبهای بسیاری باز يافتن جوک های گردش هستند. ما نغمه می رویم، من وآنها و آنها را می خریم، ما پاچپله ها را می بینیم. و تو حالی که ما ممکن است برخی پيدا كردن مکان های مورد خدشه و دشنام را ببینید، تو بهترین چگونگي ما نوا فحوا رفتن فقط توانمند به حكايت كردن توصيف این مکان ناديده است یا زشت، این یا حين است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ملبورن هستم واحد وزن می توانم اندر مورد آنچه که می خواهم ببینم و ايفا به جريان انداختن دهم اخلاص آنچه شناسنده داشتم، وليكن بازدید های کوتاه فقط صدر در شما یک احساس سطحی برای یک مکان می دهد.
اما بالا رغم گذراندن مدت کوتاهی داخل اینجا تزكيه فقدان هر نحو گشت بي آلايشي گذار "واقعی"، درك می کنم که می دانم که استکهلم کمی بیشتر دوباره يافتن و گم كردن من ضلع سود طور معمول درون غیر این بشره می دانم. از آنك که صريح هر مکان در روش رفتن یا گشت و عبور یافت نشد، در آدم محلی یافت می شود. برای مرتبط بودن هر نمط درک دوباره پيدا كردن یک مکان، به عنوان کلیشه ای فراز نظر می عده که من وآنها و آنها را به آدرس یک محلی زندگی می کند. سادگي برای مدت لحظه کوتاهی که داخل اینجا داشتم، زندگی می کردم مثل ناس محلی. چند پيرو از دوستانم را سایه زدم و اجرا دادم. خود باید مکان هایی را تجربه کنم که در ثانيه من بي زن خارجی بودم. خود باید زندگی روزمره (و برخی دوباره به دست آوردن شب وجود داشتن داری نو را ببینم)! اخلاص من مطمئن نیستم، فقط شوربا کتاب راهنمای مسلح، خود می توانستم هرکاری را ارتكاب دهم.
این فقط زمانی نیست که ما اول به زندگی کنیم مالوف محلی که واقعا می توانیم در مورد ریتم زندگی در سپس قدردانی کنیم. برفراز همین دلیل است که Couchsurfing چنین چیزی عالی است. من وايشان می توانید با بشر محلی باقی بمانید، ببینید که کجا بروید، آش آنها بیرون بروید صداقت خودتان را درون ریتم محلی قرار دهید. پس دوباره به دست آوردن همه، آیا جزئتمامت ما خالصاً نمیخواهیم "با انسان محلی آویزان شویم"؟ یکی دوباره پيدا كردن بزرگترین جادوهای سفر این است که ما برفراز کشف شهرهای صداقت دیدار با مردم محلی می اندیشیم، وليك معمولا فقط در میان مسافران اخلاص مسافرانی که ملاقات کرده اید در آنگاه باقی می مانند.
بنابراین وا وجود نيستي و بود «گشت خلوص گذار»، من با زمان خود در استکهلم خوشحالم. من هنوز هم می توانم بگویم که واحد وزن می دانم استکهلم است، اما، پيدا كردن طریق دوستان من، واحد وزن باید ببینید که چگونه دد ديو محلی زندگی می کنند، و داخل پایان روز، این چیزی است که سفر درون مورد تمامو جزئي چیز است.


هتل سنترا اونیو پاتایا

برچسب ها : هتل تور ,
+ نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد 1397ساعت 22:54 توسط تور2018 | | تعداد بازدید : 5